۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

چرا تحریم؟


چرا تحریم؟

اطلاعیه حزب کارایران(توفان) پیرامون انتخابات تقلبی ریاست جمهوری اسلامی


باردیگر نمایش مسخره دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی برگزار می­شود. انتخاباتی که نیمی از اهالی کشور یعنی زنان و در عین حال میلیونها نفر ایرانی معتقد به سایر ادیان اقلیت در کشور نظیر سنی، مسیحی، یهودی، زردتشتی و .... حق نامزد شدن برای مقام ریاست جمهوری در آن را ندارند. کمونیستهای "نجس"، "کافر"  و خونشان حلال که جای خود دارند.

انتخابات در شرایطی انجام می­گیرد که مقدمات ضروری برای انجام هر انتخابات آزادی در کشور وجود ندارد؛ از جمله آزادی احزاب و اجتماعات در کشور موجود نیست، رهبران اتحادیه های کارگری در زندان بسر می­برند، اعدام و سرکوب مخالفین همچنان ادامه داشته، و مجریان ریاکار انتخابات خود از نمادهای فساد در ایران بوده  و با اختلاس و حقوقهای نجومی و دزدیهای کلان و نئولیبرالیسم افسارگسیخته اقتصادی بر تار...ک نظام ولایی می­درخشند.... این انتخابات نیست، انتصاب یک باند تبهکارمافیایی توسط ولی فقیه، سیدعلی خامنه ای سرکرده نظام جمهوری اسلامی برای حفظ نظام و مشروعیت داخلی و خارجی است. شرکت در این مضحکه و رای دادن به این افراد دزد و ریاکار و شارلاتان توهین به حرمت انسانی و مشروعیت بخشیدن به ماشین آدمکشی رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامیست. مردم بویژه كارگران و زحمتکشان ایران راهی جز تحریم این مضحکه پیش روی ندارند:

 

یکم اینکه هر وقت ملاها بنا بر مصلحت و نیازهای تبلیغاتی می­خواهند، از مردم مایه بگذارند، به رای مردم تکیه کرده و خود را نماینده مردم جا زده و جمهوری اسلامی را خواست مردم جلوه می­دهند و هرگاه کفگیر استدلالشان به ته دیگ می­خورد و نظر مردم را در مخالفت با خود می­بینند، مدعی می­شوند که مقام رهبری تابع رای مردم نیست و اساس جمهوری اسلامی بر اسلام و دین است و نه بر اساس خواست عمومی و رعایت اصول دموکراتیک. مشروعیت نظام ناشی از ملت نیست ناشی از دین است. بقول مصباح یزدی "مردم در جمهوری اسلامی کاره­ای نیستند، رئیس جمهوری از طرف ولی فقیه نصب می­شود و این یک مشروعیت الهی است".

از همان بدو تاسیس جمهوری اسلامی این خیمه شب بازی و بی­احترامی به رای و اندیشه مردم وجود داشته و ادامه می یابد. تکرار این ریاکاری حکومت مستبد حاکم به صورت مضحکه در آمده و موجبات تمسخر مردم است.

این وسیله ریاکاری که آخوندها سالهاست بنا بر مقتضیات خویش از آن استفاده کرده­اند، حال مانند شمشیر دولبه­ای شده است که برگردن خود آنها فرود می­آید.

 

 دوم اینکه نیروهای اپوزیسیون رفرمیست در داخل و خارج ایران از مردم دعوت می­کنند که میان جنایتکاران  و دزدان، میان بدترینها و ارتجاعی ترینها یکی را برگزینند. این دور باطل انتخاب میان "بدتر و بدترینها" هیچوقت تمامی نخواهد داشت و تا جمهوری اسلامی سرنگون نشود، شما همواره با جناحهای گوناگون حاکمیت روبرو هستید که تضادها در میانشان به علت مخالفت مردم با این جناحها و همچنین به علت افزایش انفرادشان در بین مردم روز بروز افزایش بیشتری می­یابد.

تا موقعیکه اپوزیسیون واقعا مستقل و انقلابی ایران نتواند به عنوان نیرویی مستقل و قابل محاسبه در مقابل این حضرات قرار گیرد و خود را به عنوان بدیل مطرح کند، وضعیت به صورت کنونی باقی می­ماند. رژیم جمهوری اسلامی از ضعف اپوزیسیون غیرخود فروخته ایران استفاده می­کند.

فراخواندن مردم به شرکت در انتخابات، نه تنها دادن آموزش غلط به آنهاست، بلکه تائید وضعیت مصیبتبار کنونی سردرگمی و چرخ زدن میان جناحهای ارتجاعی هیات حاکمه و خیانت به همه آحاد مردم ایران است.

 

سوم اینکه تشدید بحران اقتصادی نظام سرمایه­داری جمهوری اسلامی و تناقضات روبنایی آن، تناقض میان اسلامیت  و جمهوریت، دزدیهای نجومی، زمینخواری و رانتخواری، حاشیه نشینی، فقر و بیکاری و گسترش شکاف طبقاتی و نقض ابتدائی­ترین حقوق مردم و اعدامهای وحشیانه سالهای 60، زدوبندهای بین المللی و مسئله خفتبار پذیرش توافقنامه هسته­ای و انعکاس این بحران در مناظره­های بی­مقدار گماشتگان ولی فقیه و باندهای مافیایی که  به منظور جلب بخشی از مردم بسوی خود و کسب سهم بیشتر از غارت همدیگر را افشا می­کنند، مبین این حقیقت است که همه دسته­بندیهای درونی رژیم و همه شش نامزد مقام ریاست جمهوری در قتل عامهای سالهای 60  شریکند وهمه­گی خود را پیرو امامشان، خمینی می­دانند. "اصلاح طلبان" حکومتی و حتا آنهایی که از گردونه قدرت به بیرون پرتاب شدند و یا در حصر خانگی بسر می­برند هنوز شهامت فاصله­گیری از کشتارهای سالهای 60 و زندان و شکنجه را ندارند زیرا خود زمانی شریک قدرت و فرمانبر ولی­فقیه و امام جنایتکارشان بودند و در حفظ نظام گندیده اسلامی و قتل وغارت مردم از هیچ جنایتی فروگذار نکردند. جلوه دادن حسن روحانی و باند او بعنوان ناجی ملت ایران که گویا کمتر جنایت و خیانت کرده و تنها بدیل مردم ایران است همانقدر خیانت به منافع همه آحاد مردم ایران است که کسی بخواهد ابراهیم رئیسی عضو رسمی کمیسیون مرگ را در قالب عدالت­خواهی به بخشی از مردم گرسنه غالب کند. چگونه می­توان كارگرانی كه ١٢ماه حقوق دریافت نكرده­اند و نمایندگانشان سالهاست بخاطر تشكیل اتحادیه­های مستقل كارگری و مبارزه علیه بی­حقوقی در زندان بسر می­برند دعوت به این نمایش مسخره کرد تا به  قاتلان و دشمنان قسم خورده طبقه خود که جملگی این شش نامزد باشند رأی دهند و یا از عدالت و دمکراسی سخن گفت!!     

چهارم اینکه توافقنامه "برجام" که تنها بخشی از واقعیت زدوبندهای پشت پرده را بیان می­کند، گویای آن است که رژیم جمهوری اسلامی تحت رهبری سیدعلی خامنه­ای از تحریمهای امپریالیسم آمریکا سخت هراسیده و به تزلزل ارکان جمهوری اسلامی پی­برده بود. آنها چون به فکر منافع قشر بورژوائی حاکم مافیائی در ایران بودند و هستند، ترجیح دادند که به جای تکیه به مردم ایران که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کرده به امپریالیستها تکیه کنند و با فروش ثروتهای ایران، چند صباحی از دست تحریکات آنها در امان بوده و در قدرت سیاسی باقی بمانند. سازش بر سر موضوع هسته­ای و دفن کردن آب سنگین اراک و ضرر 200 میلیارد دلاری مربوط به  خیانت کلیت نظام سرمایه­داری اسلامی و همه جناحهای ذینفع در قدرت است و نه فقط باند "اصلاح طلبان". سازش با آمریکا و اجرای سیاستهای نولیبرالی در ایران نه آب به ارمغان میآورد و نه نان و نه کار و مسکن و آزادی. به این ریاکاریها باید پایان داد.

 

پنجم اینکه، در شرایطی که سیاستِ راهبردیِ مرحله­ایِ نیروهای انقلابی، سرنگونی این رژیم فاسد و رانت خواراست، تا موانع راه رشد ایران دموکراتیک را، در همه زمینه­ها از میان بردارند و مردم را در تعیین سرنوشتشان دخالت دهند، در شرایطی که هر نیروی انقلابی باید این قطبنمای حرکت را در دست داشته باشد، تا به دامن رفرمیسم و همکاری با رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی درنغلتد، باید برای وضعیت کنونی و رهبری مبارزه مردم رهنمودهای روشن، مشخص و راه گشا طرح نمود که در تعمیق خود، راه را برای سرنگونی این رژیم هموار سازد. بنظر حزب ما این راه حلهای عملی در شرایط کنونی، فراخواندن مردم به عدم شرکت در مضحکه انتخابات ریاست جمهوری و فراخوانی به تلاش فعال برای تحریم خیمه شب بازی انتخابات خواهد بود.

 

مردم ایران باید خواست فوری آزادی فعالین کارگری وعموم زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و سازمانهای سیاسی، پذیرش تساوی حقوق زن و مرد، رفع سانسور، آزادی فعالیت همه اتحادیه­های کارگری و سازمانی صنفی و دموکراتیک و جدائی کامل دین از دولت را طلب کنند. این خواستهای منطقی و مورد تائید مردم، این خواستهای منطقی و ضد تصمیمات استبدادی فردی ولی فقیه، که زمینه گسترده مادی در جامعه ایران دارد، رژیم جمهوری اسلامی ولائی را در تنگنا قرار می­دهد. خواست برسمیت شناختن حقوق و آزادیهای دمکراتیک به منزله پیش شرط هر انتخابات آزاد، است و رژیم  مستبد و بحران زده جمهوری اسلامی هرگز به آن تن  نمی­دهد و نخواهد داد. تن دادن به یک انتخابات آزاد، مرگ فقهای حاکم است.

 

 ششم اینکه برای نیروهای انقلابی و ترقی­خواه و ضد امپریالیست در شرایط کنونی کشور ما علاوه بر سیاست تحریم فعال انتخابات فرمایشی مرزبندی با نیروهای عوامل امپریالیسم و صهیونیسم که آنها نیز پرچم تحریم را برافراشته­اند بسبار حائز اهمیت است. شفاف نگاه داشتن این مرزبندی، دفاع از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به منظور کسب حقوق دمکراتیک و دمکراسی و استقلال وعدالت اجتماعی بدست مردم ایران است و نه اجانب.

 

مردم شریف ایران!

 رژیم از فرجام یک تحریم فعال و عدم شرکت مردم بشدت می­هراسد و رژیم را به تنگنا می­برد، زمینه تبلیغاتی را برای نیروهای انقلابی و ترقی­خواه می­گشاید. باین جهت ما اعلام می­کنیم که اجرای هر انتخاباتی بدون تحقق این مقدمات، غیردموکراتیک و تقلبی و ارتجاعی است و شرکت در آن مشروعیت بخشیدن به رژیمی است که برای بقاء منحوسش حاظر است به امپریالیستها و کلان سرمایه­داران بیشترین امتیازهای اقتصادی را دهد و برای خوش خدمتی هر روز بر تشدید سرکوب کارگران و زحمتکشان بیافزاید.

شرط هر انتخابات آزاد وجود آزادی­های دمکراتیک و برسمیت شناختن حقوق مردم است. درکشوری که بسیاری ازفعالین کارگری و روشنفکران دگراندیش جامعه در زندان بسر می­برند و کلا زندانی سیاسی وجود داشته باشد نمی تواند انتخابات آزاد صورت گیرد. به این جهت ما بر این باوریم که باید خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری  که ادامه تجربه گذشته است و ما تغییری در آن نمی­بینیم،  فعالانه تحریم کرد، زیرا این انتخابات نیز مانند همه انتخابات گذشته که در تحت چنین شرایطی برگذار شدند، تقلبی و غیردموکراتیک و ارتجاعی بوده و قابل دفاع نیست. این سامانه ننگین را باید برانداخت تا نخستین شرط برگزاری انتخابات دمکراتیک که مردم بتوانند آزادانه بر سرنوشت خویش حاکم شوند، فراهم آید. 

 
 

 

"انتخابات" فرمایشی ریاست جمهوری را فعالانه تحریم کنیم!

سرنگون باد رژیم سرمایه­داری جمهوری اسلامی، بدست مردم ایران!

زنده باد سوسیالیسم این پرچم رهائی بشریت!

دست امپریالیسم آمریکا ازایران ومنطقه کوتاه باد!

 

حزب کارایران(توفان)

یکشنبه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۶

www.toufan.org
با درود
لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران فروردین 1396 را ملاحظه فرمائید
با احترام
 


 


 

در شماره 129 توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
 
در این شماره می‌خوانید
 
 
 
 

۱۳۹۶ فروردین ۲۳, چهارشنبه

سازمان "پزشکان سوئدی مدافع حقوق بشر" swedrhr) ) اعلام داشت :

سازمان "پزشکان سوئدی مدافع حقوق بشر" swedrhr) ) اعلام داشت :
کودکان سوری را قبل از فیلمبرداری به قتل رسانیده بودند تا فیلم دروغین شیمیائی خود را تهیه کنند :
کانون نویسندگان اردنی ، هشتم آوریل 2017
مترجم: احمد مزارعی
 
 
سازمان "پزشکان سوئدی "مدافع حقوق بشر" فاش ساخت که گروهی که به دروغ خودرا "کلاه  سفید"  برای نجات مجروحان در سوریه مینامند با خدعه وفریب به ساختن فیلم شیمیائی قتل اطفال سوری دست زده است، این گزارش از طرف سپونتیک نیز انتشار یافته است.
سازمان سوئدی مذکور میگوید " کسانی که خودرا گروه نجات داوطلبانه مینامند ، نه فقط اطفال سوری را نجات نداده ، بلکه برعکس ،آنها این کودکان را ابتدا به قتل رسانیده تا بتوانند فیلم دروغین بمباران شیمیائی خود را آنچنان تهیه کنند تا بیشتر حالت واقعیت داشته باشد".
این سازمان اضافه کرده است که پس از تحقیق دقیق از قسمتهائی ازوید یوهای موجود که درد و رنج کودکان سوری را در نتیجه این بمباران شیمیا ئی نشان میدهد ، متخصصان ما به این نتیجه رسیده اند که "گروه نجات اطفال" ابتدا اقدام به ترزیق اطفال بوسیله ماده آدرینالین وبوسیله آمپول بلندی در اطراف قلب کودکان نموده ، با در نظر گرفتن اینکه برای نجات افراد آسیب دیده بوسیله مواد شیمیا ئی ، نباید به این شکل عمل شود .
متخصصان سوئدی ما پس از رویت دقیق ویدیوها به این نتیجه رسیده اند که این کودکان ابتدا بوسیله ترزیق بیش از حد این ماده مخدر به حالت احتضار انداخته اند. در این مرحله هیچ آثاری از تآثیر مواد شیمیائی بر این اطفال دیده نمیشود.جنایت قتل این کودکان اینچنین انجام گرفته ووانمود شده است ،که بر حسب گزارش روزنامه آمریکائی (veterans today)گویا میخواسته اند آنها را "نجات دهند".
اضافه بر این رسانه ها غربی  این جمله را که یکی از افراد کلاه سفید عضو"عملیات نجات" به عنوان سئوال میپرسد ،درست ترجمه نکرده اند ، وی میپرسد " بچه را قبل از فیلمبرداری چگونه قرار دهم؟ " ودر اینجا هیچ کلمه ای در مورد "نجات بچه" گفته نمیشود.
لازم به یادآوری است که سازمان "کلاه سفیدها" چهار سال پیش تشکیل شده ودر ظاهر به عنوان سازمانی انسانی وداوطلب  وادعای بیطرفی دارد ، اما این سازمان در تاریخ کوتاه خود به علت نشر گزارشات دروغ بارها مورد اتهام قرار گرفته است ، نمونه بارز آن در سپتامبر سال گذشته اتفاق افتاد زیرا فیلمی را به دروغ برای فریب افکار عمومی تهیه کرده بود که نشان میداد هواپیماهای روسی مناطقی مسکونی را در سوریه بمباران میکنند. اما چندی بعد روشن شد که محتوای این فیلم یک هفته قبل از شروع فعالیت نیروی هوائی روسیه در سوریه ، در فلسطین تهییه شده بوده است.


 

۱۳۹۶ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران فروردین 1396

 
با درود
لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران فروردین 1396 را ملاحظه فرمائید
با احترام
 
 
 
در شماره 129 توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
 
در این شماره می‌خوانید
 

۱۳۹۵ اسفند ۱۸, چهارشنبه

فرخنده باد 8 مارس روز بین المللی زن


فرخنده باد 8 مارس روز بین المللی زن

 

 

درتجربیات تمام جنبشهای آزادی مشاهده شده

که موفقیت یک انقلاب بستگی به میزان

شرکت زنان در آن دارد(لنین)


 

 

 درسال 1910 روزهشتم مارس بعنوان روز بین المللی زن اعلام گردیدوازآن پس همه ساله زنان آزاده این روز را گرامی می دارند. این روز تاریخی روز همبستگی زنان سراسر جهان در پیکار بخاطر رهائی از قیود ارتجاعی و قرون وسطائی و نیل به تساوی حقوق با مردان است. حزب ما فرصت را مغتنم شمرده این روز تاریخی را به همه زنان  ایران وجهان تبریک می گوید.

 

زنان ایران نیمی از سکنه کشورند اما نیمی محروم تر و رنجکش تر. زنان مانند مردان از کلیه بلایای اجتماعی و اقتصادی ناشی از سلطه ارتجاعی رژیم اسلامی در رنج اند. اما میان زنان و مردان عدم تساوی شدیدی بچشم میخورد. زنان دریک رشته ازحقوق سیاسی و اجتماعی و حقوقی که مردان از آن برخوردارند، محرومند. زنان ایران  نه تنها در معرض نابرابری و تبعیض طبقاتی و پی آمدهای  اجتماعی مترتب از آن  قرار دارند، بلکه  از آن نظر شایان توجه خاصی هستند  که در سیستم و نظامی زندگی میکنند که  بر آپارتاید جنسی استواراست. ستون ها وارکان این آپارتاید جنسی برقانون گزاری کشور ، برشرع اسلامی ، بر نظام ولایت فقیه و برفرهنگ و سنتهای بشدت واپسگرای فئودالی و مرد سالاری بنا گردیده است.

 

رشد مبارزات مردم تحت ستم ایران برای سرنگونی رژیم استبدادی و زن ستیز جمهوری اسلامی از شرکت روز افزون زنان حکایت دارد. امروز نام بسیاری از زنان پیکارجو که پا به پای مردان برای رهائی از ستم بپاخاسته اند در لوحه افتخار می درخشد و همین مشارکت میلیونی فعال زن ایرانی است که پیروزی مردم ایران را تضمین خواهد کرد.

 زنان در ایران چه در رژیم گذشته و چه در رژیم جمهوری اسلامی تحت فشارهای چندگانه بوده و هستند. آنها فشار جامعه مردسالار ایران را در کنار فشارهای مذهبی و فرهنگی و سیاسی تحمل می کنند. در دوران رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی فشارهای مذهبی جنبه دولتی نیز یافته است و زنان یکی از بزرگترین قربانیان این مذهب دولتی هستند که با بی شرمی و استناد به نیروهای آسمانی تساوی حقوق زنان با مردان را نفی می کند.

 

این فشارها که بر زنان ایران وارد می شود بسیاری از آنها را در اثر عدم امنیت در خانواده و تلاش برای زیستن و تامین حداقل شرایط زندگی بدامن فحشاء پرتاب کرده است. داستانهای زنان خیابانی و متاهل و دختران جوان بی پشت و پناه که به تن فروشی برای تامین معاش خود و خانواده خویش مشغولند دل هر انسانی را ریش می کند. کدام ایرانی است که وجدانش از فروش دختران ایرانی توسط باندهای مافیائی ایرانی در داخل و خارج ایران معذب نشود. در دوران رژیم جمهوری اسلامی ما نه تنها با سقوط اخلاقی جامعه روبرو هستیم بلکه باندهای مافیائی با چهره های مذهبی را می نگریم که از مراجع بالا تحت حمایت اند و براحتی می توانند دسته دسته دختران ایرانی را به منطقه برای کامجوئی سرمایه داران گسیل دارند و سودهای سرسام آور نصیبان شود و هرگز تحت پیگرد قضائی قرار نگیرند. بسیاری از زنان به اعتیاد روی آورده اند. رژیم مذهبی ایران برای زنان حقوق مساوی با مردان برسمیت نمی شناسد و آنها را انسانهای درجه دوم به حساب می آورد.

 

هر زن ایرانی که همسر افغانی برگزیند تابعیت ایرانی خویش را از دست می دهد و باید با شوهرش به افغانستان برود. این تفکر نژاد پرستانه وفاشیستی نفرت انگیز است و آنهم در کنار این واقعیت که نظام حاکم مافیائی بخود اجازه می دهد تعیین کند چه کسی ایرانی است و چه کسی ایرانی نیست. تو گوئی عده ای مافیائی مالک ایران هستند و در مورد سرنوشت زندگی روزمره مردم و شیوه زندگی آنها و اصلیت آنها نیز خود را مجاز به تعیین تکلیف می دانند. معلوم نیست که آنها این اعتماد به نفس و حق خود پنداری بربرمنشانه را از کجا آورده اند.

 

ولی علیرغم همه این بیعدالتیها و تعرضات نسبت به زنان آنها همیشه در ایران بعد از انقلاب در صفوف اول مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی جنگیده اند و بخاطر کسب حداقل حقوق صنفی، قشری و دموکراتیک و شیوه زندگی شخصی خویش پیکار کرده و نهراسیده اند. آنها سرمشق مردانند.

 

زندانهای ایران مملو از زنانی است که دست از مبارزه نکشیده اند. نه شکنجه ها و نه تجاوزات وحشیانه و بربرمنشانه مزدوران رژیم جمهوری اسلامی، نتوانسته است اراده آهنین زنان ایران را درهم شکند.  تحقیر زنان توسط رژیم جمهوری اسلامی به مقاومتی منجر شده که آخوندها تصورش را هم نمی توانستند بکنند. این مقاومت حتی در درون خانواده های حاکمیت مذهبی نیز شکاف انداخته و یا دختران آنها فراری اند، یا همسرانشان از آنها جدا می شوند، و یا فرزندان خویش را برای ادامه تحصیل و زندگی عادی به خارج از کشور و بویژه به انگلستان، کانادا و استرالیا می فرستند. از میان زنان  ایران استعدادهای قابل ستایشی سربرافراشته و در عرصه جهانی ظهور یافته اند که موجب افتخار مردم ایرانند. دانشگاههای ایران در اکثریت خویش از زنان ایران تشکیل شده است که مادران فردای ایرانند و این بکوری چشم رژیم فاشیستی جمهوری سرمایه داری اسلامی  دستآورد مردم ایران است که دیگر نمی توانند آنرا پس بگیرند. زنان ایرانی با گامهای بزرگ به پیش می روند و از قربانی برای آزادی جامعه ایران نمی هراسند.

درعین حال نباید فراموش کرد که سابقه ستم بر زنان ایران طولانی تر از عمر رژیم جمهوری اسلامی است. ریشه های ستم بر زنان بسییار قدیمی است و در عین حال صرفنظر از جنبه طبقاتی، اقتصادی دارای ریشه های مردسالارانه و فرهنگی است. زن برای بسیاری مردان حتی پاره ای مدعیان اندیشه مترقی ابزاری است که خود را مالک آن می دانند. تفکر این مردان و حتی زنانی که این فرهنگ را در طی قرنها پذیرفته اند و به فرهنگ حاکم جامعه بدل کرده اند باقیمانده تفکر فرهنگی برده داری، فئودالیسم و همه نظامهای متکی بر بهره کشی انسان از انسان است. این تفکر که با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می توان بهمه این نابسامانیها پایان داد واقعبیانه نیست. سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تنها بخشی از این تضییقات را از بین برده و زمینه تساوی حقوقی زنان را با مردان فراهم می آورد. تنها پایان دادن به ستم طبقاتی است که زمینه را برای رفع موانع ریشه دار اجتماعی فراهم می آورد. حزب ما باید برای آزادی زنان ایران نه تنها برای سرنگونی همه رژیمهای متکی بر بهره کشی انسان از انسان و از جمله رژیم جمهوری سرمایه داری اسلامی مبارزه کند، بلکه باید با فرهنگ ریشه دار مردسالاری نیز با کار فرهنگی صبورانه و علمی و شرکت فعال خودِ زنان در این مبارزه و ارتقاء مداوم سطح دانش عمومی به تلاش برخیزد.

       امروز سرنوشت زنان ایران به سرنوشت زنان عراق و افغانستان و بحرین و فلسطین و سوریه  ویمن  وسایر زنان منطقه گره خورده است. این است که طرح مطالبات بر حق زنان ایران بدون پیوند آگاهانه با مبارزه علیه تجاوزات امپریالیستی که نخستین قربانیان آن زنان و کودکان هستند فاقد محتوا و ترقی خواهد بود. نمی توان مدافع حقوق زنان ایران بود اما ازتجاوز نظامی به لیبی، سوریه، لبنان، فلسطین،عراق ، افغانستان وبحرین ویمن  ..... حمایت نمود واین سیاست امپریالیستی را درقالب مبارزه با "اسلام سیاسی ومدرنیسم " تئوریزه و تبلیغ کرد. تا امپریالیسم و ارتجاع طبقاتی درجهان حاکم است تصور آزادی کامل زنان و تحقق حقوق دموکراتیک و برابر آنها با مردان میسر نخواهد بود.

 حزب ما یقین دارد که زنان تحت ستم و مبارزر ایران با اتحاد و یکپارچگی نقش شایسته خودرا دربرانداحتن رژیم زن ستیزسرمایه داری جمهوری اسلامی و زدودن تمامی قید و بندهای سرمایه داری و ماقبل سرمایه داری با سربلندی ایفا خواهند کردوجز این نیز نخواهد بود.

 زنده باد هشتم مارس روز همبستگی زنان سراسر جهان!

سرنگون بادرژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست مردم ایران !

زنده باد سوسیالیسم این پرچم نجات بشریت!

حزب کارایران(توفان)

اسفند 1395

با درود  فراوان
لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران اسفند 1395 را  در لینکهای زیر ملاحظه فرمائید
پیروز باشید

 


 


 

در شماره 128 توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران
مطالب زیر را می خوانید: